زایمان طبیعی

تولد پارسا کوچولو

http://www.m_parsa89.niniweblog.com/  تولد پارسا کوچولو که گویا خیلی راحت بوده.   سلام من خاطره زايمانم را بعداز 6ماه ونيم مينويسم ولي هنوزهم برام تازه ي تازهست واقعا احساس ميكنم كه همين ديروز اتفاق افتاده :  شنبه بعدازظهر كه رفتم دكتر گفت 2تاروغن كرچك بگير يكي شو 3شنبه ويكي ش رو هم جمعه شب بخور اگه درد نداشتي كه شنبه صبح بيا سزارين باز اين كلمه رو كه شنيدم حالم بد شد من نه ماه تموم ورزش كردم وهمه چي رو مراعات كردم تا بتونم طبيعي زايمان كنم ولي هيچي نگفتم وهمه چي رو به خدا سپردم  سه شنبه صبح بعداز اينكه صبحانه خورديم ومن تداركات نهار را چيدم همسري گفت بيا برويم پياده روي اخه ما هرشب داشتيم ميرفتيم پارك...
13 تير 1391
16867 0 22 ادامه مطلب

تولد مریم گلی (سزارین)

 بد نیست خاطرات سزارین ها رو هم داشته باشیم. به هر حال اطلاعات خوبی پیدا می کنیم.    داستان تولد مریم گلی    http://maryami88.blogfa.com صبح زود ساعت ۶ با مامانی و بابا هادی راه افتادیم سمت بیمارستان گلستان!همه چیز طبق برنامه ی  قبلی و از پیش تعیین شده و هماهنگ!     در حالیکه من ساک شما و خودمو از اواخر تعطیلات نوروز بسته بودم! پر از شور و شعف بودیم.هم من هم بابا هادی هم مامانی!اصصصصصصلا باورم نمیشد که کمتر از چند ساعت دیگه همون کوچولوی نازنینی که تند و تند تو شیمکم تکون میخورد و من حتی پا و دستای کوچولوشو از رو شکمم میدیدم و میخوام حالا خودشو ببینم.... در حالیک...
13 تير 1391
17731 0 29 ادامه مطلب
1