زایمان طبیعی

به دنیا اومدن امیرحسین کوچولو

1391/3/18 21:37
4,286 بازدید
اشتراک گذاری

http://www.asaltanha.blogfa.com/

ساعت 3صبح بود یه درد کوچیک اومد سراغم ولی چون هنوز وقت زایمانم نبود فکر نمی کردم درد زایمان باشه ساعت 7 صبح شد و دردا هم تند تر می شد ولی هنوز خیلی اذیت نمی شدم ولی واسه اینکه خیالم راحت بشه رفتم زایشگاه تا ببینم چی تا رفتم گفتن بخواب تا معاینه بشی وقتی معاینه کرد گفت 1 سانت باز شدی ولی من تازه وارد هفته 37 شده بودم بهم گفتن شاید امروز زایمان کنی شایدم چند روز آینده تا بعد ظهر صبر کردم دیدم دردام خیلی شدید شد وقتی دوباره رفتم زایشگاه گفتن هنوز همون جوری هستی ولی باید بستری بشی چون ممکنه به خاطر همین دردا کیسه آب پاره بشه و درستم گفتن تا من خوابیدم روی تخت کیسه آبم پاره شد و من تو همین وضعیت بودم و ماما ها هرز گاهی می اومدن و معاینم می کردن وای خیلی وحشت ناک بود خیلی دردا شدید شده بود و طولانی ساعت 8 شب بستری شدم و تو این وضعیت بودم تا ساعت 6 صبح تا بلاخره امیر حسین به دنیا اومد و وقتی امیر حسینو دیدم انگار هیچ دردی نداشتم حتی وقتی بخیه می خوردم نمی فهمیدم چون پسر خوشگلم جلوی چشمام بود و داشتن کاراشو می کردن و من هم می دیدم وقتی کار ماما ها تموم شد و سرم منم تموم تمیزم کردن و بردن تو بخش یه روز بستری بودم و اومدم خونه درد زیادی نداشتم با شیاف مشکلم حل می شد بعد از 5 روز خوب خوب شدم من سزارینی هم دیدم همیشه فکر می کردم خیلی راحت تر و بهتره اما وقتی خودم دیدم باورم شد که زایمان خوبی داشتم

 

 ١. چند سالگی زایمان کردید؟

من 23 ساله بودم که امیر حسین بدنیا آمد.



٢. بچه اولتون بود؟

بله

٣. وزن بچه چقد بود؟

وزن هنگام تولد 3600 گرم بود.



4. لگنتون چند سانت هست؟ (فاصله ی استخون سمت راست شکمتون تا استخون سمت چپ چقد هست. منهای برآمدگی شکم)

30 سانتی متر


٥. آیا از اول تصمیم داشتین زایمان طبیعی داشته باشین؟ و از اول به دکتر گفتین؟

بله .بله

٦. شما ورزشکار هستید؟ اهل ورزش هستید؟ اگه جوابتون مثبت هست از کی شروع به ورزش کردین؟


6-بله من والیبال کار می کنم از دوران دانشگاه.

٧. چه اقداماتی برای آمادگی برای زایمان طبیعی انجام دادین؟ از کی شروع کردین؟

7- من اصلا آماده برای زایمان نبودم چون پسرم یک ماه زودتر دنیا آمد.



٨. آیا اندامتون بعد از زایمان برگشت سر جاش؟

8-بله حتی لاغر ترم شدم


٩. آیا تا قبل از زایمان وقتی پریود می شدین خیلی درد داشتین؟ بعد از زایمان تغییری در این درد ایجاد شد؟

9- هنوز پریود نشدم


١٠. در کلاس های زایمان شرکت داشتید؟

10-خیر

١١. از اونجایی که دکترها معمولا به سزارین تشویق می کنند یا حوصله ی زایمان طبیعی ندارن، اگر دکترتون شما رو تشویق به زایمان طبیعی کردن خوشحال میشم اسمشون بگید که اگه یه همشهریتون به این وبلاگ رسید کامل تر راهنمایی شده باشه. (به علاوه ی اسم شهرتون)

11-خیر



١٢. دردوران بارداری به چه طعمی بیشتر تمایل داشتین و چی زیاد خوردین؟

12-به چیز خاصی علاقه نداشتم.همه چیز می خوردم




١٣. چی شد که دچار زایمان زودرس شدین؟ علتشو دکتر بهتون گفت؟
من خونم طبقه سومه دکتر گفت به خاطر همین یکم زود به دنیا می آد راستی من تو 8 ماهگیم درد داشتم 3 تا آمپول زدم تا آگه زایمانم زود رس باشه ریه های بچه تکمیل شده باشه

 

١٤. هیچ بی حسی چیزی استفاده نکردین؟ پیشنهادشم بهتون ندادن؟ چطوریه که برای بعضیا استفاده می کنند و بعضیا نه؟

 چرا فکر کنم وقتی بخیه می زدن قبلش بی حسی استفاده کردن نه تازه تشویقم می کردن که تو می تونی قدت بلند راحت زایمان می کنی و تا می تونستن نگهم داشتن که طبیعی بشم

١٥. یعنی برای بخیه بی حسی زدن؟ برای خود دردهای زایمان بی حسی نزدن. نه؟

یه دفعه از بس بی قرار بودم یه آمپول زدن ولی فرقی نکرد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (21)

الهه مامان رادین
18 خرداد 91 16:50
سلام عزیزم...خاطره زایمانمو توی این قسمت بذارم؟؟؟؟
نایسل
18 خرداد 91 17:54



مامان ریحانه
18 خرداد 91 19:16
خصوصی دارید.


شما خیلی لطف دارین
واقعا ممنون
هر وقت راحتین بنویسین
فقط هدف این بود که یادآوری کرده باشم
باز هم ممنون
یک معلم
18 خرداد 91 20:58
سلام وب جدیدتون خیلی با حاله چند تا از تولد ها رو خوندم با حال بود من هم ورزشکارم هم سزارین کردم خودم خواستم حالا میام کامل می نویسم که چجوری بود


سلام
خیلی ممنون
خیلی لطف دارین
منتظریم
الهه مامان رادین
19 خرداد 91 0:04
ممنون عزیزم منم با افتخار لینکتون کردم
ایمیل کردم خاطره زایمانم رو


خیلی ممنون عزیزم
خوندمش. خیلی جالب بود.
وقتی گذاشتم تو وبلاگم میام خبرتون میدم.
الهه مامان رادین
19 خرداد 91 11:40
ممنون عزیزم..... باشه منتظرم...موفق باشی



نایسل
19 خرداد 91 17:22
نه بابا رفتممم والا دیگه از پپول خبری نبود
نایسل
19 خرداد 91 23:59
اگه میدی چی کار میکدری پس


vaghean
یک معلم
20 خرداد 91 0:13
بله من سزارین رو ترجیح دادم به سه دلیل : دلیل اول رو خصوصی واسه خودتون فقط می گم دلیل دوم از فورسپس انداختن دور کله بچه و کشیدن هاش احساس و تجربه خوبی نداشتم (البته تجربه مال زایمانهای دوستانم بود) دلیل سوم اگه مشکلی بچه داشته باشه تو وضع حمل طبیعی نشون داده نمی شه و بچه تحت فشار به دنیا میاد مثل بچه ی من که بند ناف دور گردنش بود و هیچ سونوگرافی سه بعدی: رنگی هر چی داشتیم نشون نداده بود واگه طبیعی به دنیا میاوردمش بچه ام می مرد


vaay vaghean adam nemidune kodum khube kodum bad
dobare tarsidam
یک معلم
20 خرداد 91 0:32
من معلم ورزش هستم تو آمادگی جسمانی مقام دارم تو شنا نفر دوم استانمون هستم تو والیبال هم مقام دارم پاسور تیم هستم . چرا می خواید لگنتون رو بزرگ کنید فقط به خاطر یه زایمان؟!! خوب هیکلتون خراب می شه آخه چرا؟


kheyli dust daram bachamo az lahzeye avale tavalodesh bebinam
va dige in ke midunam joratam baray zayman tabiee bishtare
albate fek mikonam intor bashe
نایسل
21 خرداد 91 2:27
اره عزیزم دوبار


یک معلم
21 خرداد 91 11:23
من سزارین کردم فیلم هم گرفتند خود بیمارستان البته سال 81 بیست و بنج هزار هم گرفتند برای 20 دقیقه فیلم تمام فیلم اتاق عمل رو با تمام کارهایی که روی بچه و مادر انجام می دند دارم می ارزید . هیکلم هم برگشت به حالت اولیه با قد 167 وزنم 55 کیلو بود قبل از حاملگی تا 70 بالا رفتم و دوباره بعد زایمانم به 55 برگشتم سه روز بعد از سزارینم هم رفتم مدرسه . نرمش های سبک هم خودم به بچه ها می دادم فقط پرشی ها رو انجام نمی دادم یک سال و یازده مه هم به دخترم شیر دادم با این که هشت ماه و 12 روزه دخترم رو درش آوردیم (سزارین کردم ) وزنش 3کیلو و هفتصد و پنجاه بود قدش هم 51 خودم خواستم 18 روز زودتر به دنیا بیاد چون دانشجو بودم استادام هم مرد بودند و برام سخت بود گفتم چند روز اول رو هم کمل پیشش باشم البته با سونو مطمئن شده بودم که رشدش کامل شده و قد و وزنش هم خوبه ها.
الان هم از نظر بدنی ذهنی هوشی عالیه شناگره و خیلی شیطون کلاش چهارمه آدرس وبش رو بعدا میام براتون می ذارم


آی گفتی شناگر
اصلا من دوست دارم بچم تو آب به دنیا بیاد و همونن موقع شنا کنه
بعد میگن اگه مرتب بذاریش تو آب شنا یادش نمیره. و دیگه ذاتی یاد می گیره.
ونوس
21 خرداد 91 12:55
سلام خانمی
خوبی...مرسی عزیزم از لطفت ان شا الله یه روزی باشه برای خودت
موفق باشی


الهی آمین یا ارحم الراحمین
مامان دينا
21 خرداد 91 13:06
سلام خانومي
خوب ايده اي پيدا كردي براي زايمان خانوم ها كه معمولا اكثرا با اون مشكل دارن
واقعادستت درد نكنه


ان شاالله همین طور باشه
خودم هر چی سرچ کردم دیدم سایت جامعی در این زمینه نداریم
ان شاالله فرصت کنم مطالبی هم اگه در این مورد پیدا کنم میذارم
سانی
21 خرداد 91 14:10
من فکر کنم بهتره که بحث رو تا شیردهی با سینه ی مادر هم ادامه بدی. اینم بذار به بحث که خوبه یا نه. عمه ی من که بچه شیر میده بعد زایمان خیلی لاغر شد. خیلی


اینجوری از حالت تخصصی زایمان طبیعی خارج میشه
البته اگه یه وقت مطلب مفیدی ببینم حتما میذارم.
مامان گلی از بهشت
21 خرداد 91 23:28
سلام
خدا قوت ...


خدا قوت ...
نایسل
22 خرداد 91 1:38
عزیزم آره یهو شد
خوب میدونی خیلییییییی مشکل وبد من نمیدونستم حامله ام امتحانام بود
خیلی استرس امتحانارو داشتم
همون جا زلزله های خیلی بدی نیشابور میاومد من خیلی میترسیدم
با دایی امم بحث بدی داشتم هیچ وقت نمیبخشمش تا صبح گریه میکردم از دستش دقیقا ظهرش خون ریزی کردم
من اصلا دوران بارداری خوبی نداشتم همش تو استرس بود و دعوا با شوهر و ...


عزیزم ان شاالله درست میشه.
نگران نباش.
نایسل
22 خرداد 91 21:16
آره گلم منم سپردم به خودش


نایسل
22 خرداد 91 21:16



X:
نایسل
23 خرداد 91 13:11
ممنونم
مامان يگانه
25 خرداد 91 19:39
اميدوارم كه فقط مامانا اين خاطرات رو بخونن
ميخواستم بيام خاطره زايمانمو برات بگم آخه خدارو شكر خيلي راحت بود.
اما شك دارم...


به چی شک دارین؟